میگوی آخوندکی
دو روز پیش با سرکار خانوم شبنم خانوم اینو قاطیه ماهیا تو فروشگاه پیدا فرمودیم:
روش نوشته بود Live Mantis Shrimp بعد از این که یه مقدار فشارش دادیم و تکونش دادیم و مطمین شدیم که وسط مترو راه نمیافته بپره بغل یه آقای مهربون خریدیمش و آوردیمش خونه. بعد از این که از روی اینترنت مطمین شدیم خوردنیه و متوجه شدیم به چه دردی می خوره از تو جعبش درش آوردیم و با این که آنینگ نظرش این بود که آدم نباید با شکارش بازی کنه قبل از این که بندازتش توی قابلمه چند تا عکس ازش گرفتیم. هرچند حاضر نشد یه کم قیافشو با حس و حال تر نشون تره بده تو عکس: قسمت غم انگیزه ماجرا این بود که تا این قسمت بسیار هیجان انگیز بود اما دست آخر بعد از کلی زحمت کشیدن و جرات به خرج دادن برای این که این موجود بد قواره رو بگیری دستت و بذاریش تو قابلمه تهش هیچ چی نبود یعنی در کل به اندازه ی یه دونه انچوچک توی هیکل به این بزرگی ماده ی خوردنی یافت می شد. البته فکر کنم اگر بیشتر از این مادهه توش بود غذای بدی نمی شد. یه چیزی با بافت مغز و ته مزه ی میگو. اینم از داستان هانیباله امروز. دیگه بریم بخوابیم. در ضمن انچوچک یه چیز واقعیه که تو آجیل فروشی پیدا می شه ولی رو اینترنت پیدا نمی شه. من همین جا انچوچک رو به عنوان یک گونه ی نزدیک به انقراض ثبت می کنم. فکر می کنین چند تا چیز تو دنیا پیدا می شه که عکسش تو ویکیپیدیا نیست؟ .













